از کجا می فهمند دلم برای تو بیشتر از همه تنگ شده. از لرزش صدایم وقتی اسم تو را می آورم یا چشمانی که تیله هایش انگار توی حوض آب افتاده اند؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...