اینقدر قوی هستم که از پس این روزها بربیایم. زمین می خورم. زخمی میشوم. گریه می کنم. اما بلند می شوم و یک راه تازه پیدا می کنم. مطمئن باش. نا امید نمی شوم. خسته نمی شوم و دنیا را به خودم سخت نمی گیرم. این روزها از من ادمی دیگر خواهد ساخت. پوست خواهم انداخت و این پوست انداختن حتما ارزش همه این سختی ها را دارد. همین که بدانم خدا هست و تو هستی پاهایم قوت می گیرند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...