ريشه

ريشه هايش را گرفته دستش، 
دنبال خاك مي گردد
شايد هم آب
آب روان

ريشه هايم را گرفته ام توي دستم
خاكي براي ريشه هايم نيست
شايد در آب بكارمشان
در آب روان

ريشه هايش را گرفته بود دستش
دنبال خاك مي گشت
هيچ خاكي نمي تونه اين ريشه هاي در به در و زخم خورده را دوباره بارور كنه
به آب سپردشون
همه آب هاي جهان يك روزي به اقيانوس مي رسند

خاكي براي ريشه هايم نيست
در آب مي كارمشان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...