گیر کرده‌ام. بدجوری هم گیر کرده‌امم. می دونم چه جوری میشه که بلند شم اما نمی تونم. همه چی که به دونستن نیست .
شبها توی خواب داد نمی زنم دیگه اما می دوم مدام. جا می مانم. گم می شوم. می ترسم.  گم می کنم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...