.
یک مرحلهای از نوشتن است که رابطه من و کلمهها کاملا مکانیکی میشه. بغضهام را کردم، اشکهام را ریختم، خشمهام را فروخوردم، هیجانهام را پشتسر گذاشتم و مطلب را نوشتم. حالا مثلا گیر این هستم که ویرگول و نیمفاصلهها درست باشند و جایی «را» و «که» اضافه نباشه. بعد درست توی همین جایی که مطلب را دیگه نمیخونم و فقط میبینم، یک جمله و یک کلمه من را پرت میکنه به عمیقترین رابطهی احساسیام با نوشته و خب تا برگردم به ادیت مکانیکی، یک قرن طول میکشه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر