از زخم‌ها

   صنم امروز می‌گفت وقتی سال ۸۶ من را گرفته بودن و همه جا پر از عکس چادری‌ام بود. عکس قشنگی که آرش عاشوری‌نیا ازم گرفته بود. همون عکس معروف با چادر مشمی و روسری آبی. آرش هی حرص می‌خورد که این دختر دیگه حتی حجاب هم نداره، چرا عکس چادری‌اش را  می‌زنن پای خبر  بازداشتش. عکس آرش اینقدر خوب بود که هیچ کس نمی‌خواست عکس دیگه‌ای را از من کار کنه.
برای همین بود که چند وقت بعد از آزادی‌ام این دوتا عکس را از من گرفت. و گفت:«برای بازداشت بعدی»
من تا وقتی که ایران بودم دیگه بازداشت نشدم، این عکس‌ها هم کار نشدند. سال ۲۰۱۰ وقتی داشت عمس فعالان جنبش زنان را برای نمایشگاهی در دانشگاهم در ایرلند می‌فرستاد، آخرش این‌ دو تا را هم برایم ایمیل کرد. 
یک عکس بی‌حجاب هم بالای پشت‌بام خانه سوسن ازم گرفته بود و چند بار هم گفت تا بامداد می‌فرستم و هم من یادم رفت و هم خودش.
حالا توی این روزهایی که من حجاب ندارم و خیلی از زن‌ها فریاد نه به حجاب می‌گن، گذاشتن این عکس‌ها کمی عجیبه. برای من اما این عکس‌ها یادگار آرش هستند. بهترین عکس‌های خیلی از ما جنبش زنانی‌ها و روزنامه‌نگارها را آرش گرفته. خیلی از مهمترین لحظه‌های زندگی ما را آرش ثبت کرده. در مورد همه اینها باید مفصل بنویسم. باید بنویسیم. یاد عزیزش و یادگارهای مهمش تا همیشه برامون می‌مونه. از دست دادنش توی این روزها خیلی سخته و جایش خیلی خالی خواهد ماند. خیلی.....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...