چرا مرگ ترس داره؟

چرا ادم از مرگ می‌ترسه؟ از اینکه  قلبش نزنه؟ که نتونه نفس بکشه؟
چرا ادمی مثل من که حداقل در تئوری و روی کاغذ، از مرگ نمی‌ترسه و اون را هم یک مرحله‌ای می‌دونه که باید ازش رد شه و کار هیچ‌کس هم توی دنیا لنگش نیست، اینطوری وحشت‌زده می‌شه وقتی که احساس می‌کنه نمی‌تونه نفس بکشه؟ 
یک ساعت پیش یک حمله وحشت ( پنیک اتک) شدیدی را پشت سرگذاشتم، اینقدر شدید که فکر کردم دارم سکته قلبی می‌کنم و زنگ زدم آمبولانس اومد. الان خوبم، پتو رو پیچیدم دورم، ماسک اکسیژن را برداشتم و تکیه دادم به شوفاز داغ. نمی‌ترسم هم دیگه. دست و پام گرم شده، سرگیجه ندارم و قلبم هم مثل همیشه می‌زنه. درد قفسه سینه و شانه و دست چپم هم با مسکن ارام شده اما فکر اینکه چرا اونقدر ترسیده بودم از سرم بیرون نمی‌ره. نه که چرا حمله وحشت داشتم که خب اون یک فرایند پیچیده است و می‌شناسمش. اما چرا به‌خاطر همون چند ثانیه که نمی‌تونستم نفس بکشم یا فکر می‌کردم که نمی‌تونم نفس بکشم  اون همه ترسیده بودم؟
اینقدر مضطرب  بودم که حتی نمی‌تونستم ادرس و شماره تلفنم را به مامور اورژانس بدم و لکنت گرفته بودم، که وقتی رسیدن، جلوی در ایستاده بودم و نمی‌تونستم بازش کنم.
که فقط وقتی اروم شدم که نوار قلبم را گرفت و نشونم داد و گفت قلبت داره خوب کار می‌کنه و مشکل از قلبت نیست.
از چی ترسیده بودم واقعا؟ اون  لحظه‌ای که تاجایی که خودم بهش اگاهم به هیچ چیز فکر نمی‌کردم، چی اون همه مضطربم کرده بود؟
نفس و تپشی که اگه نباشن ارتباطم با  این دنیا به عنوان تنها فضایی که برای بودن می‌شناسم و تجربه کردم قطع می‌شه؟ از مرگ یعنی؟  عجیبه. فکر می‌کردم از مرگ نمی‌ترسم. فکر می‌کردم ترسی که مثلا موقع تکان‌های شدید هواپیما یا افتادن از بلندی و تصادف و اینها خودش را نشون می‌ده ترس از آسیب دیدن بدنه که خب طبیعی هم است. کل بدن یک ارگان بهم پیوسته است و اسیب دیدن یک بخشش کل این نظم را بهم می‌زنه. اما این ترسی که امشب تجربه کردم ترس مرگ بود. اون لحظه بهش اگاه نبودم اما حالا خوب می‌بینم چطور از ترس اینکه نفسم بالا نیاد وحشت‌زده‌ شده بودم و  بدنم که وجودش بند به همون نفس و تپشه داشت با اون واکنش شدید که مثل به صدا درامدن زنگ خطر بود . 
کمک می‌خواست.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...