مامان دوباره خیلی جدی گیر داده که چرا بچهدار نمیشی؟ من مدام با شوخی و خنده ماجرا را رد میکنم و سعی میکنم بحث را جایی ببرم که بیخیال من بشن. طبیعتا فایده نداره و سعی بیهوده است. نوه میخواد.
شاید باید برایش نامه بنویسم.
. من عاشق رنگم و معروفم به لباسهای رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج کلمهای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر