مرگ ترس داره. نمی دونم این ترس از مرگ کجا میاد.شاید از ناتوانی ما در برابرش. شاید از اینکه اینهمه ناگهانیه. شاید از اینکه نمی تونیم بفهمیم چی به سر ادمی میاد که از دست دادیمش. ترسیدم از مرگ و می دونم همه سرمای این روزها به خاطر همینه
. من عاشق رنگم و معروفم به لباسهای رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج کلمهای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر