بهش گفتم من ریشه هام هنوز اونجا جا مونده واگه مطمئن باشم که می تونم کار پیدا کنم و زندگیم را بچرحونم برمی گردم و همه چی را هم تحمل می کنم.
پوزخند زد و هی گفت ریشه ها، ریشه ها... کدوم ریشه ها دلت خوش
چند دقیقه بعد که گفت "بعد از مرگ مادرم..." معنی پوزخندش را فهمیدم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...