یک ماه و نیم برلین بودم، کلی با کارولا رفیق شدم، کلی توی برلین دوستی ساختم، خیلی جدی وسوسه شدم که بمونم و همینجا زندگی یکجا نشینی بسازم، عقلم سرجاش اومد و بیخیالش شدم. جاهای جدید برلین را کشف کردم، دو هفته رفتم دوبلین و حالا دوباره برلین هستم. برای یک ماه و نیم دیگه. بعدش ۱۰ روز دوبلین و دو هفته لندن و از اونجا راهی پورتو میشم که خط ساحلی را بگیرم و برم و برم و برم
همه خونههایی که برلین داشتم خیلی خوب بودند. اما اینی که الان هستم واقعا بهترینه و اگه برگردم برلین که دوباره حتما و زیاد هم برمیگردم، حتمن همینجا خواهم موند. محله نیوکلن، ولی نه خیلی در عمقش، یک کوچه با شونلاین که جای محبوب منه فاصله داره و سر ۵ دقیقه میتونم به اون دوتا کافه محبوبم و یک عالمه کافه دیگه برسم. دور خونه پر از رستورانها و کافههای محشره، جلوی خونه یک پارک بزرگ. با ۲۰ دقیقه پیاده روی بهترین استخر و سونای برلین و خونه هم قشنگ و آرام و راحت. صاحبخانهام، آلیس با پسر ۹ سالهاش زندکی میکنه، صبح زود میرن و عصر ساعت ۴ میان و کل روز خونه مال من. شبها هم ۷ و ۸ میرن میخوابن و بازهم خونه مال منه
