ف ایمیل زده که نگرانم است و پرسیده "خوبم؟". چهار روز پیش ایمیلش را گرفتهام و هنوز جواب ندادهام. تقصیر خودش است سوال سختی پرسیده و از آن آدمهایی هم نیست که بشود برایش نوشت: "خوبم عزیزم. چرا نگران؟ این روزها فقط کمی خسته و شلوغم" خودم هم می دانم فقط خستگی و شلوغی نیست، ریپ می زنم و بالانس نیستم و توضیحش هم آسان نیست. نه که نخواهم و نتوانم، نمی دانم. باید بنشینم خودم را ببرم زیر ذره بین که بفهمم الان چه جوری ام و حوصله اش را ندارم.
بد هم نیست حالم. یک جور سرخوشی که شبیه مستی است. از آن مستی هایی که ادم در حالت هرچه پیش آید، خوش آید قرار دارد و البته آن یک ذره عقلی که در سرش مانده می داند که این مستی بالاخره می پرد