دکترم می گه حرف زدن همیشه خوبه. من هنوز باهاش هم‌عقیده نیستم. حرف زدن فقط برای مشکلات خیلی بزرگ  که هیچ راه حلی ندارن به کار میاد و مشکلات خیلی کوچکی که با چند دقیقه غر زدن ادم سبک میشه یا حتی یه راهی پیدا می کنه. برای مشکلات معمولی زندگی که نه به اندازه کافی بزرگ هستن که بقیه را تحت تاثیر قرار بده و نه اون قدر کوچک که بتونن ملاط غر زدن های یک چای عصرانه باشن، اما حرف زدن به هیچ دردی نمی خوره. از دست کسی کاری برنمیاد و  ادمی که من باشم (طبیعتا جمع نمی بندم) فقط بقیه را بی خودی درگیر خودش کرده است. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...