دلم برای یکی در حد مرگ تنگ شده و راه و بیراه بهانه میگیرد، از ان دلتنگیهایی که احساس می کنی نه آخر دارند و نه درمان. بعد وسط همه این بیقراری، عکسهای نسرین ستوده را می بینم، با دستهای دستبندزدهاش که به تمام صورت میخندد. دلتنگیها کم نمیشود، امید میگیرم اما از دستهای برافراشته قفل شده نسرین و لبخند مثل خورشیدش.
۱ نظر:
mbmjbv
ارسال یک نظر