تحریریه

باید گزارش بنویسم و مثل مار دور خودم می پیچم. مشکل نوشتن نیست.مشکل حتی دور بودن از آدمهای گزارش هم نیست.
مشکل این است که روزنامه نگار تحریریه می خواهد.تحریریه ای که بشود درباره سوژه ها حرف زد، ایده ها را به بحث گذاشت، گزارش را آنقدر بالا و پایین کرد که آماده انتشار شود و آخرسر هم نشست به نقدش
تحریریه که نیست، منم و صفحه سفید و کلمات سیاه و این یک تنه رودر رو شدن با این همه سپیدی و سیاهی آسان نیست
دلم تحریریه می‌خواهدددددددددددددددد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...