صورتک شیشه ای

دلم خوش بود که یک دریا ازت دورم و دیگه نمیشه از چشمهام همه چی را بخونی و دوربین لب تاپم هم اینقدر تار هست که بهانه خوبی برای موج های چشمهام باشه. غافلگیر شدم دیشب که مکث یکی دو ثانیه ای صدام را هم دیدی. چرا به تو که می رسم صورتکم شیشه ای می شه؟

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...