ترويج خشونت، در روز نفي خشونت عليه زنان

جمعه ۴ آذر ۸۴

وقتي اطلاعيه مراسم بزرگداشت روز جهاني نفي خشونت عليه زنان را ديدم و فهميدم كه قرار است در اين برنامه نتايج گزارش ملي كه مدت‌ها بود هر وقت از نتايجش مي‌پرسيديم مي گفتند محرمانه است اعلام شود. مرخصي گرفتم وصبح كله سحر روانه ساختمان شيك و با كلاس مركز تحقيقات سلامت زنان فردا شدم.
اما چشمتان روز بد نبيند وزارت كشوري ها كه نيامدند و حسابي ما را سركار گذاشتند. سخنران‌ها هم حسابي روز نفي خشونت عليه زنان را گرامي داشتند.
كامبيز نوروزي كه خيلي شيك و با اطمينان گفت: ما در قوانين مان اصلا خشونت عليه زنان نداريم و تنها مورد طلاق است كه البته آن هم يك مورد منحصر به فرد است!!
آقاي خانيكي هم كلي درباره رواداري و مدارا حرف زد و با اينكه در آخر جلسه گفت منظورش رواداري از سيو مردان بوده ولي صحبتش خيلي دوپهلو بود و اصلا به ويژگي هاي خشونت عليه زنان صحبت نكرد و مثلا اگر مي خواست درباره خشونت در جنگ يا نزاع‌هاي خياباني هم سخنراني كند، مي توانست همان متن را بخواند.
روانشناسي هم كه در همايش حرف زد معتقد بود وقتي كسي مورد خشونت قرار مي‌گيرد خودش مقصر است و يك ارتباط نزديك، يك لبخند و يك آرايش در آغاز تجاوزموثر است.
جالب ترين بخش قضيه هم حرف‌هاي ميزبان جلسه بود كه گفت مردها خيلي به ما لطف مي كنند كه در اين جلسات مي آيند و من پاي‌شان را مي‌بوسم.
خلاصه جلسه‌اي بود.... يك چيزي بين كمدي و تراژدي.
پي نوشت 1: گزارش مفصلش را براي تريبون فمنيستي ايران نوشته‌ام. ولي از آنجايي كه به خاطر فيلتربودن سايتمان خودم نمي‌توانم سايت را ببينم و فقط مي‌توانم مطلب بگذارم آن هم با همياري فرناز كه انگارفيلتر شكن‌هايش بهتر از من كار مي‌كنند، از لينك معذورم و اين پايين هم اصل مطلب را ببييند.
پي نوشت 2: اين مطلب زهره ارزني را هم كه در روزنوشت گذاشته‌ام جوابيه مناسبي براي حرف‌هاي كامبيز نوروزي است كه البته يك ماه پيش نوشته بود و انتشارش مصادف شد با درافشاني هاي اين جلسه.حرف‌هاي بقيه هم كه اينقدر خنده دار و شايد هم گريه دار و تكراري است نيازي به جوابيه ندارد.

پي‌نوشت3: اين فيلترينگ هم بساطي درست كرده براي ما يك ساعت نوشتن مطلب زمان مي برد، دو ساعت با فيلتر شكن و اينترنت ذغالي وهزار بار قطع و وصل شدن 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...