باورم نمیشه که ۲۳ سال از روزی که از دست دادیمش گذشت. توی تمام این سالها بیشتر از هرچیز حسرت این را خوردم که دیگه نیست تا زندگی کنه. «مرگ» فرصت «زندگی» را ازش گرفت و این حتی از قلب هنوز داغدار آدمهایی که جانشان به جانش وصل بود هم تلختره.
. من عاشق رنگم و معروفم به لباسهای رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج کلمهای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر