.
بالاخره فهمیدم چیه سفر با هواپیما را دوست ندارم، عاشق پروازم و چیزی که اذیتم میکنه فرودگاهه. ماجرا فقط صفهای طولانی برای چکاین کردن و گذشتن از گیتها نیست، فضای بین گیتها اذیتم میکنه، یک طوری مثل گیرافتادن میمونه.
. من عاشق رنگم و معروفم به لباسهای رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج کلمهای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر