خیلی وقت‌ها هرچی که برایش می‌نویسم، میل شدید و فوری به پس گرفتن‌شون را دارم. نه که حرف هایم واقعی نباشن و باری که کلمه‌ها دارن، از قلبم و مغزم نیومده باشن، اما انگار کافی نیستن. به درد نمی‌خورن. نمی‌تونن طوری بهش برسن که آرام و خوشحالش کنن.یا که من تاثیرش رو نمی‌بینم و هی می‌خوام پسشون بگیرم که چیزی را خراب نکنم

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...