دفتر جدید الکترونیکی

 بالاخره رفتم ارزونترین آیپدی که می شد را خریدم به این امید که نوشته هام اینقدر توی هزار تا دفتر نباشند. امروز هم اولش، رفتم دفتر كاغذي جدید خريدم ولي واقعيت اينكه ديگه نمي تونم توي دفتر بنويسم، مهمتر از نوشتن اينه كه ديگه نمي دونم با نوشته هايي كه مي مونن  روي  كاغذ چه كنم. آدمي كه يك كارتن بزرگ دست نوشته هايش را توي زيرزمين خونه اي كه ديگه مال اون نيست جا گذاشته، حق داره كه به هيچ كاغذي ديگه اطمينان نكنه. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...