می شناسم


هربار که اسمم را صدا می کنه و با اون چشم های شیطونش طوری نگاهم می کنه که یعنی می شناسمت، احساس می کنم همه فرارهام برای وصل نبودن به این دنیا بیهوده بوده




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...