دیشب خواب خانه‌اش را دیدم. هول‌هولکی و تند و تند به همه جا سر می‌زدم و می‌خواستم همه جزییاتی که تصورشان کرده‌ام را ببنیم و خاطر جمع شوم که همه چیز روبراه است. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...