با بهانه های کوچک زندگی می توان شاد بود و زندگی کرد و خندید.اما یک چیزهایی هست که فقط باید قورت شان داد و راه دیگری هم برایشان نیست. نگرانی هایی که حتی نمی شود درباره شان حرف زد و نوشت. سکوت می کنم و اینقدر زیاد که خودم هم با خودم حرف نمی زنم.
. من عاشق رنگم و معروفم به لباسهای رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج کلمهای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر