بی قرارم الکی، بدون اینکه بهانه درست و حسابی برای بی قراری ام داشته باشه. خودم می دونم که چه مرگمه، هنوز دو هفته نشده دلم برای تو تنگ شده، قرارم اما اینه که غر دلتنگی ات را نزنم. قرارم با خودم اینه که به شکرانه آزادی و سلامتی ات، بخندم همیشه و شاد باشم از بودنت.
اما فقط گفتنش آسانه.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...