جمعه ۱۳ مرداد ۸۵
چند شب پيش وقتي در يك جمع دوستانه مي خواستم از شما حرف بزنم، براي چندمين بار در اين ماه ها يادم افتاد كه شما دو تا ادم نازنين چقدر كمكم كرده ايد تا آدم بهتري باشم.نا اميد نشوم و از سرگيجه هايم كم كنم.
اين چند وقته خيلي از خودم پرسيده ام كه چه چيزي، من گريز پاي را كنار شما نگه داشته و اين همه اعتماد و اطميناني كه به شما دارم از كجا آمده؟بعد از آن سالهايي كه ساده دلانه فكر مي كردم ادمها الزاما بايد به حرف هايي كه مي زنند عمل هم بكنند. كم پيش آمده كه خاطر جمع باشم به نيت آدم ها و روششان و هدفي كه برايشان تلاش مي كنند.(آخر هميشه يك جاي كار بدجوري مي لنگيده) كنار شما كه هستم اما، خاطرم جمع است. خودم را به دستتان نسپرده ام اما تجربه هايتان برايم قابل احترام است و احساس مي كنم جاده اي كه هميشه دنبالش بوده ام، راهي در موازات همين مسير پر فراز و نشيب وسختي است كه شما در پيش گرفته ايد.( شايد جاده اي وسط جاده هاي شما دو تا) و نمي دانيد چقدر از پيدا كردن اين جاده و كمرنگ شدن پريشاني هايم خوشحالم.حرف براي از شما گفتن زياد دارم. خيلي زياد. از درس هاي كوچك و بزرگي كه از هر كدامتان آموختهام گرفته، تا آن روزهاي سختي كه از نگراني براي شما و خطري كه بالاي سرتان پرپر مي زد داشتم ميمردم.
اين چند خط اما فقط براي اين است كه بگويم لحظه لحظه هاي بودن در كنارتان برايم ارزشمند است و چقدر اين نوراميدي كه اين روزها در دلم سو سو مي زند را قدر مي دانم.
اين چند وقته خيلي از خودم پرسيده ام كه چه چيزي، من گريز پاي را كنار شما نگه داشته و اين همه اعتماد و اطميناني كه به شما دارم از كجا آمده؟بعد از آن سالهايي كه ساده دلانه فكر مي كردم ادمها الزاما بايد به حرف هايي كه مي زنند عمل هم بكنند. كم پيش آمده كه خاطر جمع باشم به نيت آدم ها و روششان و هدفي كه برايشان تلاش مي كنند.(آخر هميشه يك جاي كار بدجوري مي لنگيده) كنار شما كه هستم اما، خاطرم جمع است. خودم را به دستتان نسپرده ام اما تجربه هايتان برايم قابل احترام است و احساس مي كنم جاده اي كه هميشه دنبالش بوده ام، راهي در موازات همين مسير پر فراز و نشيب وسختي است كه شما در پيش گرفته ايد.( شايد جاده اي وسط جاده هاي شما دو تا) و نمي دانيد چقدر از پيدا كردن اين جاده و كمرنگ شدن پريشاني هايم خوشحالم.حرف براي از شما گفتن زياد دارم. خيلي زياد. از درس هاي كوچك و بزرگي كه از هر كدامتان آموختهام گرفته، تا آن روزهاي سختي كه از نگراني براي شما و خطري كه بالاي سرتان پرپر مي زد داشتم ميمردم.
اين چند خط اما فقط براي اين است كه بگويم لحظه لحظه هاي بودن در كنارتان برايم ارزشمند است و چقدر اين نوراميدي كه اين روزها در دلم سو سو مي زند را قدر مي دانم.
يك نوشته قابل تامل ديگر از نوشين احمد خراساني:
ما نوههاي فمينيستهاي اوليهي ايراني، كمي تغييركردهايم؛ يعني ما نسلي نيستيم كه مانند برخي مادرانمان گول حرفهاي برخي مردان سياسي را بخوريم و وقتي از دهان همسرانشان به ما القا ميكنند كه آرام باشيد و تجمعي نگذاريد چون "شرايط مناسب" نيست و ممكن است "تلاشهاي شما آب به آسياب دشمن بريزد" حرفشان را بپذيريم و آرام بگيريم!!
ببينيد! همينكه مادربزرگهاي ما با اين حرفهاي شما خانهنشين شدند كافي است. آنها تحت تاثير همين حرفها و تحليلهاي بهظاهر منطقي و به اصطلاح مسؤولانه قرارگرفتند، و نتيجهاش اين شده است كه بعد از گذشت صدسال هنوز ما بايد براي گرفتن چهار تا و نصفي حقوق پيش پا افتاده و ابتدايي، تمام عمرمان سگدو بزنيم، جوانيمان را صرفكنيم، كتك بخوريم، مورد اتهام قرار بگيريم، برايمان پروندهسازي كنند، سابقهمان را تخريبكنند، شخصيتمان را به لجن بكشند، بينمان تفرقه و سوءظن بهوجود آورند، و.... آري! با توجه به اين وضعيت است كه ما زنان اين نسل همچون جنبش مستقل سنديكايي و دانشجويان مستقل، ديگر يادگرفتهايم كه كمي "خودخواه" باشيم و يكبار براي هميشه بگوييم: خير برادران! حقوق ما اتفاقاً از همهي چيزهاي عالم مهمتر است
ما نوههاي فمينيستهاي اوليهي ايراني، كمي تغييركردهايم؛ يعني ما نسلي نيستيم كه مانند برخي مادرانمان گول حرفهاي برخي مردان سياسي را بخوريم و وقتي از دهان همسرانشان به ما القا ميكنند كه آرام باشيد و تجمعي نگذاريد چون "شرايط مناسب" نيست و ممكن است "تلاشهاي شما آب به آسياب دشمن بريزد" حرفشان را بپذيريم و آرام بگيريم!!
ببينيد! همينكه مادربزرگهاي ما با اين حرفهاي شما خانهنشين شدند كافي است. آنها تحت تاثير همين حرفها و تحليلهاي بهظاهر منطقي و به اصطلاح مسؤولانه قرارگرفتند، و نتيجهاش اين شده است كه بعد از گذشت صدسال هنوز ما بايد براي گرفتن چهار تا و نصفي حقوق پيش پا افتاده و ابتدايي، تمام عمرمان سگدو بزنيم، جوانيمان را صرفكنيم، كتك بخوريم، مورد اتهام قرار بگيريم، برايمان پروندهسازي كنند، سابقهمان را تخريبكنند، شخصيتمان را به لجن بكشند، بينمان تفرقه و سوءظن بهوجود آورند، و.... آري! با توجه به اين وضعيت است كه ما زنان اين نسل همچون جنبش مستقل سنديكايي و دانشجويان مستقل، ديگر يادگرفتهايم كه كمي "خودخواه" باشيم و يكبار براي هميشه بگوييم: خير برادران! حقوق ما اتفاقاً از همهي چيزهاي عالم مهمتر است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر