.
بزرگترین شانس زندگی من، شناختن و دوستی با این زن بینظیره. همیشه و هرلحظه قدردان این دوستی امن هستم و حواسم هست که چقدر خوششانس بودم که ۱۸ سال پیش، اتفاقی همدیگه را وسط گرمای تابستان تهران دیدیم. دارم پرواز میکنم طرفش و مثل همیشه خیالم راحته که تا برسم بهش، خندههاش آبی روی آتش همه دلنگرانیهای دنیا است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر