ادميزاد، دل مي بندد، نه فقط به ادم هاي ديگر، به خاك، به يك مفهوم جغرافيايي، به هر چيز اشنايي كه او را بند زمين مي كند، ادميزاد دل مي بندد، دل مي كند و هربار كه پاي دلش وسط است، درد مي كشد
. من عاشق رنگم و معروفم به لباسهای رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج کلمهای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر