يك جايي يك وقتي بايد باور كني كه ديگه به اون دنيا تعلق نداري و درست مثل اميلي تئاتر شهر ما، راهي براي برگشت نيست. نگاه كردن از لاي پنجره اي كه آدماش پشت به تو نشستن هيچ چيز را عوض نمي كنه.
. من عاشق رنگم و معروفم به لباسهای رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج کلمهای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر