ادم چطور دلتنگي را طاقت مياره؟ چند سال پيش حتي تصورش را هم نمي تونستم بكنم زماني مي رسه كه پنج سال تمام پدرم را نديده باشم، نبوسيده باشمش، در آغوش نگرفته باشمش. حتي تصورش هم برايم سخت بود. حالا، روز به روز با اين دلتنگي كه هي بزرگتر و پرزورتر مي شود زندگي مي كنم و قدم به قدم با هم جلو مي رويم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...