هی می نویسم و پاک می کنم آخرسر باز هم پناه می برم به قصه دخترکی که دنبال مادرش می گشت پشت دیوارهای بلند زندان
نوشتن همیشه پناه است، همیشه


تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...