پا به پای نرفتن


تمام نمی شوند این روزها. تمام نمی شوند این روزهای لعنتی.من طاقت همه چیز را دارم جز رنج تو. طاقت همه چیز را دارم جز اینکه تو خوب نباشی و من کنارت نباشم و حالا باید صبوری کنم پا به پای نرفتن و هی روزها را بشمارم و روزهای لعنتی تمام نشوند. خسته شده ام. از این همه ناتوانی ام خسته شده ام. این همه رنج سهم ما نبود.......

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...