سمفوني مردگان



سمفوني مردگان، عباس معروفي را دوباره خواندم و همه لذتي را كه دفعه قبل چشيده بودم، اين بار هم مزمزه كردم.
بار اولي كه كتاب را خواندم به «آيدين»‌هايي فكر مي‌كردم كه در نظام قيم مابانه حاكم بر جامعه، به هيات سوجي مجنون درآمده‌اند و اين بار نگران «آيدين»‌ درون خودم بودم. در انديشه آن زني كه خود را جستجو مي‌كند و سرگشته و شيدا در پي آگاهي و معرفت است و شايد زن محافظه‌كار و حسابگر درونم طاقت شيداييش را نياورد، سال‌ها در كنج دالاني تاريك به بندش كشد تا سوجي‌وار به هيات ديوانگان درآيد و براي اينكه آواره دشت و دمنش نكند، در كنج ايواني به زنجيرش كشد.
آيدين سرگشته‌ و شيدا، اورهان حسابگر و محافظه كار، آيدايي كه ساختن و سوختن را پيشه كرده و يوسفي كه فقط زنده است و نشخوار مي‌كند و پس مي دهد شايد در درون هر يك از ما هستند و لااقل ميل به شيدايي و جستجو، هوس حسابگري و مصلحت‌انديشي و وسوسه سكوت و از خود دست كشيدن و حتي زندگي گياهي را در پيش گرفتن و همچون ميليون ميليون انسان روز را به شب رساندن بارها در وجودهركدام‌مان خود را به رخ كشيده است و عاقبت آن كس هويت ما را مي‌سازد كه برنده اين جدال شده باشد و ديگران را پس بزند.
خوب كه نگاه كنيم زيادند آدم‌هايي كه در آغاز روياي پرواز داشته‌اند و با اين رويا پريدن را هم تجربه كرده‌اند، اما بيشترشان وقتي كه مثل «يوسف» با كله زمين آمدند، پرواز كه هيچ قيد راه رفتن را هم مي‌زنند و در گوشه‌اي مي‌خورند و مي‌خوابند و مي‌زايند و مي‌ميرند.
آدم‌هايي مثل «آيدا» هم كم نيستند. زنان و مرداني، با آرزوهاي بزرگ و سرشار از شور زندگي كه زير بار سيلي زمانه سر خم كرده و سكوت پيشه مي‌كنند و عاقبت وقتي تاب اين همه سركوب را نياوردند، از خود و همه آرزوهايشان دست مي‌كشند و با يك پيت نفت و يك جرقه آتش ( و يا هر چيز ديگري) خود را خلاص مي‌كنند و هيچ كس نمي‌فهمد در اين همه سال چه بر سرشان آمده است.
اين‌ها آدم‌هاي ضعيف جامعه هستند و قوي ترها يا مثل «اورهان» گرگ مي‌شوند و ديگران را مي‌درند و يا مثل «آيدين» مجنون مي‌شوند و دنيا و همه نظمش را به سخره مي‌گيرند.
سمفوني مردگان به تمامي آئينه مردماني است كه در دنياي اطراف و جهان درونمان راهي براي زندگي جستجو مي‌كنند.

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...