چي شد كه يك دفعه اينطور غريبه شدي؟ كه وقتي زنگ زدي دلم پر نكشيد گوشي را بردارم و به شنيدن چند باره پيامت اكتفا كردم؟
چي شد كه اينطور دارم دور مي شم ازت؟ مثل ادمي كه داره پرت ميشه از بلندي، از مركز، با سرگيجه و گيجي
. من عاشق رنگم و معروفم به لباسهای رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج کلمهای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر