اين احساس ناامني، احساس اسيب پذيري، احساس كسي كه انگار زيرپايش خالي شده، اين احساس ترس در برابر انچه مي خواهي اما نمي شناسي، آيا بهاي رسيدن به آن آينده اي است كه همچنان از ما مي گريزد؟
*كمونيسم رفت، ما مانديم و حتي خنديديم
اسلاونكا دراكوليچ
. من عاشق رنگم و معروفم به لباسهای رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج کلمهای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر