اب چه جوش و خروشي داره. به خاطر باران ديشب و نسيم امروز صبحه يا كشتي كه وسط رودخونه موتورش را روشن كرده؟ نمي دانم. كاش مي شد بشينم رويش و همينطور نم نم با هم جلو بريم بدون شنا بدون قايق مثلا با يك تويوپ پلاستيكي كه كمكم كند دراز بكشم روي اب و نترسم كه غرق شوم.٠

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...