آمستردام هستم دوباره. بعد از سه سال. خوشحالم که دوباره برگشتم تا غبار اون همه نگرانی و دل‌آشوبه‌های هر روزه را از خاطره‌ این شهر پاک کنم. همان کاری که یک بار هم با ورشو کردم.  

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...