دل‌گشادی

دلم براش تنگ شد یه دفعه‌ای و خواستم دلتنگی را گلوله کنم و به دورترین جای ممکن شوتش کنم، به سبک همه این سه سالی که گذشت. یادم نبود که تا چند ساعت دیگه میاد و اون جنگ تن به تن با دلتنگی تموم شده فعلا.
حداقل برای این یک نفر می تونم دل‌گشادی کنم فعلا.

تا آن روز بزرگ آزادی

.  من عاشق رنگم و معروفم به لباس‌های رنگارنگم. اما حالا بعد از این کشتاری که هیج‌ کلمه‌ای توان نشان دادن عمق اندوه و خشمش را نداره، فقط سیاه...